جمعى از نويسندگان

178

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

امام‌صادق ( ع ) نيز در پايان اين جلسه نصيحت‌هاى زيبايى را به عنوان بصرى بيان مىكنند و از او مىخواهند تا مجلس را ترك كند و امام را براى عبادت و اعمال شخصىاش آزاد بگذارد . گفتم : « اى ابوعبدالله ، به من سفارشى كن » . فرمود : « تو را به نُه چيز سفارش مىكنم ؛ كه آن سفارش من به پويندگان راه خداوند عزوجل است و از خدا مىخواهم كه تو را در به كار بستن آنها موفق فرمايد : سه سفارش در رياضت نفس ، سه سفارش در بردبارى و سه سفارش در دانش است . آن‌ها را حفظ كن و مباد كه در آنها سستى كنى » . امام صادق ( عليه السلام ) توصيه‌هايى را براى تمام رهروان راه حق بيان مىكنند كه عمل به آنها سبب پيمودن صحيح راه كمال است . اين فرمايشات در سه محور اساسى تبيين شده است : الف ) رياضت ؛ ب ) بردبارى ؛ ج ) دانش . سالك حقيقى اگر مىخواهد پله‌هاى ترقى معنوى را بپيمايد ، بايد در اين امور با جديت تمام تلاش كند . رياضت ، سبب توانمند شدن روح است و بردبارى ، ابزارى براى تحمل ناملايمات زندگى است . اما علمْ چراغى تابناك فراروى رهرو است . اين سه ، نيازهاى اصلى سالك إلى الله است . اما نگاه امام‌صادق ( ع ) در ترسيم هر يك از اين اساس ، با بافته‌ها و يافته‌هاى عنوان بصرى متفاوت است . امام تمام اين موارد را در دايرهء شرع بيان مىكند . پاىبندى به اين موارد مىتواند انسان را در تمام عرصه‌هاى زندگى معنوى موفق بدارد . سپس امام سفارش اصلى را ، در ضمن اين محور ، بيان مىكنند : الف ) رياضت قال عُنوانُ : « فَفَرَّغتُ قَلبى لَهُ » . فَقالَ : « أمَّا اللَّواتى فِى الرَّياضَه‌ى : فإِياكَ أن تَأكُلَ ما لا تَشتَهيهِ فَإنَّهُ يورِثُ الحَماقَه‌ى والبُلهَ ، ولا تَأكُل إلّا عِندَ الجوعِ وإذا أكَلتَ فَكُل حَلالا وسَمِّ اللَّهَ ، واذكُر حدَيثَ الرَّسولِ ( صلى الله عليه وآله ) : « ما ملأ آدَمِى وِعاءً شَرَّاً مِن بَطنِهِ ، فَإِن كانَ لابُدَّ فَثُلُثٌ لِطَعامِهِ وثُلُثٌ لِشَرابِهِ وثُلُثٌ لِنَفَسِهِ » . عنوان گفت : « پس دل به او سپردم » . فرمود : « اما آنچه مربوط به رياضت نفس است : زنهار كه آنچه را بدان اشتها ندارى ، بخورى كه موجب حماقت و نافهمى مىگردد و جز هنگام گرسنگى مخور و هنگامى كه مىخورى ، حلال بخور و نام خدا را ببر و حديث پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) را به ياد آر : « آدمى ظرفى را بدتر از شكمش پر نكرد » . پس حال كه ناچارى ،